فرهنگ آریانپور
ریش - ریش -
#۱۰۷٬۵۹۲
fuzzy
کرکى، ریش ریش، پرزدار، خوابدار، تیره
string
(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن
stringy
ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک