فرهنگ آریانپور
ریش
#۱۰۷٬۵۸۷
beard
ریش، خوشه، هر گونه برآمدگى تیز شبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان، مقابله کردن، ریش دار کردن
ulcerous
ریش، زخمى، قرحه اى، زخم دار، قرحه دار، مجروح
barb
خار، پیکان، نوک، ریش، خاردار کردن، پیکاندار کردن
sore
زخم، ریش، جراحت، جاى زخم، دلریش کننده، سخت، دشوار، مبرم، خشن، دردناک، ریشناک
ulcer
(پزشکى) زخم، قرحه، زخم معده، قرحه دار کردن یا شدن، ریش کردن، ریش
whisker
(whiskery =) ـ موى اطراف گونه و چانه، شارب، ریش، ماهوت پاک کن، (در گویش) جاروب کوچک، طره، مودار
whiskery
(whisker =) ـ موى اطراف گونه و چانه، شارب، ریش، ماهوت پاک کن، (در گویش) جاروب کوچک، طره، مودار
raw
نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن raw whiskers