فرهنگ آریانپور
ریسک کردن
#۱۰۷٬۵۴۹
run
(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد
gamble
قمار کردن، شرط بندى کردن، قمار
hazard
قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار دادن، به خطر انداختن
venture
جرات، جسارت، مخاطره، معامله قمارى، اقدام به کار مخاطره آمیز، مبادرت، ریسک، اقدام یا مبادرت کردن به
adventure
سرگذشت، حادثه، ماجرا، مخاطره، ماجراجویى، تجارت مخاطره آمیز در معرض مخاطره گذاشتن، دستخوش حوادث کردن، با تهور مبادرت کردن، دل بدریا زدن، خود را به مخاطره انداختن