واژههای فارسی←ریزی کردن - تخم -فرهنگ آریانپورریزی کردن - تخم -#۱۰۷٬۵۳۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱spawnتخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردنواژههای نزدیک در الفباریایی - مقدس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریایی - نگاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریبو فلاوینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریتممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریتم دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریتم شعرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر