فرهنگ آریان‌پور

ریزی - طرح -

#۱۰۷٬۵۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

planning

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن plan

۲

scheming

طرح ریزى، تمهید

۳

skeleton

کالبد، اسکلت، استخوان بندى، ساختمان، شالوده، طرح، طرح ریزى

۴

projection

افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه

۵

schematization

بدعتکارى، طرح ریزى، برنامه ریزى