فرهنگ آریان‌پور

ریزی - برنامه -

#۱۰۷٬۵۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

planning

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن plan

۲

schematization

بدعتکارى، طرح ریزى، برنامه ریزى