فرهنگ آریان‌پور

ریزه‌ کاری

#۱۰۷٬۵۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

touch

دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه

۲

nuance

فرق جزیى، اختلاف مختصر، نکات دقیق و ظریف

۳

subtlety

باریک بینى، موشکافى، زیرکى، لطافت، تیزبینى و مهارت

۴

precision

دقت، صراحت، درستى، صحت، ظرافت، دقیق

۵

punctilio

نکته دقیق در آئین رفتار، دقت، دقایق