فرهنگ آریان‌پور

ریزه

#۱۰۷٬۴۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mince

ریزه، ریز ریز کردن، قیمه کردن، خرد کردن، حرف خود را خوردن، تلویحا گفتن، قیمه، گوشت قیمه

۲

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۳

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده

۴

mote

دره، خس، ریزه، خال، نقطه، خرده، اتم

۵

midget

آدم بسیار قد کوتاه، ریز اندام، ریزه

۶

raggle

سنگ را شیار دار کردن، یکى از شیارهاى سنگتراشى، ریزه، پاره

۷

mammock

پاره، ذره، ریزه، قراضه، دم قیچى، برش، ریزه کردن، قطعه کردن، از دم قیچى رد کردن

۸

detritus

چیزى که در نتیجه خرابى به دست آید، ریزه

۹

particle

خرده، ریزه، ذره، لفظ، حرف

۱۰

gleanings

خوشه چینى کردن، ریزه، فرارى، ته مانده درو، باقى

۱۱

mite

(جانور شناسى) کرم ریز، کرم پنیر انسان‌ یا جانور یا گیاه‌

۱۲

Pygmy

(pigmy =) ـ کوتاه، قد کوتاه، آدم کوتاه قد، میمون، پیگمى عامیانه‌

۱۳

smidgen

(smidgeon , smidgin =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه

۱۴

smidgin

(smidgen , smidgeon =) ـ مقدار کم، قطعه، تکه