فرهنگ آریان‌پور

ریزش

#۱۰۷٬۴۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

gush

ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن

۲

afflux

ریزش، جریان، انبوهى

۳

affusion

ریزش، عمل پاشیدن

۴

defluxion

ریزش

۵

abscission

ریزش، برش، قطع، جدایى، دریدگى، قطع پوست و گوشت

۶

flux

سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار

۷

inset

(past: inset ; past participle: inset) ـ معین کردن، معرفى کردن، افزودن، اضافه کردن گذاشتن ریزش، جریان، دهانه، وصله، الحاق

۸

coryza

(پزشکى) زکام، ریزش، نزله

۹

income

درآمد، عایدى، دخل، ریزش، ظهور، جریان، ورودیه، جدیدالورود، مهاجر، وارد شونده

۱۰

influx

نفوذ، رخنه، تاثیر، ورود، هجوم، ریزش

۱۱

catarrh

(پزشکى) زکام، ریزش، نزله

۱۲

downfall

افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش

۱۳

effusion

نشد، ریزش، (مجازى) اضافه، جریان به زور، تظاهر، فوران

۱۴

infusion

دم کرده، ریزش، ریختن، پاشیدن، القاء، تزریق، الهام

۱۵

diffusion

پخش، پخش شدگى، ریزش، افاضه، (مجازى) انتشار

۱۶

disembogue

ریختن، خالى شدن، جارى شدن، ریزش