فرهنگ آریانپور
ریز کردن
#۱۰۷٬۳۹۹
chop
ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن
fragment
پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن
fragmentate
خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن
fragmentize
(fragmentate =) ـ خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن