فرهنگ آریان‌پور

ریز کردن

#۱۰۷٬۳۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

chop

ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن

۲

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن

۳

fragmentate

خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن

۴

fragmentize

(fragmentate =) ـ خرد کردن، ریز کردن، متلاشى کردن