فرهنگ آریانپور
ریز ریز کردن
#۱۰۷٬۳۸۱
chop
ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن
mince
ریزه، ریز ریز کردن، قیمه کردن، خرد کردن، حرف خود را خوردن، تلویحا گفتن، قیمه، گوشت قیمه
comminute
خرد کردن، ریز ریز کردن، تجزیه کردن، تجزیه شده، خرد شده، پودر شدن یا کردن