فرهنگ آریان‌پور

ریز ریز کردن

#۱۰۷٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chop

ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن

۲

mince

ریزه، ریز ریز کردن، قیمه کردن، خرد کردن، حرف خود را خوردن، تلویحا گفتن، قیمه، گوشت قیمه

۳

comminute

خرد کردن، ریز ریز کردن، تجزیه کردن، تجزیه شده، خرد شده، پودر شدن یا کردن