فرهنگ آریان‌پور

ریدن

#۱۰۷٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shit

(past: shitted, shat ; past participle: shitted, shat) ـ ریدن، گه، ان، عن

۲

relieve

خلاص کردن (از درد و رنج و عذاب)، کمک کردن، معاونت کردن، تخفیف دادن، تسلى دادن، فرو نشاندن، بر کنار کردن، تغییر پست دادن، برجستگى، داشتن، بر جسته ساختن، ریدن

۳

crap

دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردن

۴

move

جنبیدن، لولیدن، تکان دادن، حرکت دادن، به جنبش درآوردن، بازى کردن، متاثر ساختن، جنبش، تکان، حرکت، اقدام، (در بازى) نوبت حرکت یا بازى، به حرکت انداختن، وادار کردن، تحریک کردن، پیشنهاد کردن، تغییر مکان، حرکت کردن، نقل مکان

۵

defecate

(پزشکى) تخلیه کردن شکم (از براز)، خارج کردن مدفوع

۶

evacuate

تهى کردن، خالى کردن، تخلیه مزاج کردن، ترک کردن، محروم کردن

۷

movement

جنبش، تکان، حرکت، تغییر مکان، گردش، (موسیقى) وزن، ضرب، نهضت

۸

defecation

خروج مدفوع، تخلیه شکم

۹

evacuation

تخلیه، تهى سازى، برون برى