فرهنگ آریان‌پور

ریخته

#۱۰۷٬۳۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

molten

گداخته، آب شده، ریخته، ریختگى، ذوب شده

۲

besprent

پاشیده، ریخته، افشانده

۳

cast

(past: cast ; past participle: cast) ـ درقالب قرار دادن، به شکل درآوردن، انداختن، طرح کردن، معین کردن (رل بازیگر)، پخش کردن (رل میان بازیگران)، پراکندن، ریختن به طور اسم صدر)، مهره ریزى، طاس اندازى، قالب، طرح، گچ گیرى، افکندن

۴

fallen

افتاده