واژههای فارسی←ریختن - تخم -فرهنگ آریانپورریختن - تخم -#۱۰۷٬۲۶۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱seedبذر، دانه، تخم، ذریه، اولاد، تخم آورى، تخم ریختن، کاشتن۲ovipositتخم گذاشتن، تخم ریختن (در حشرات)واژههای نزدیک در الفباریایی - مقدس -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریایی - نگاه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریبو فلاوینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریتممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریتم دارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیریتم شعرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر