فرهنگ آریان‌پور

ریختن

#۱۰۷٬۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

birl

ریختن (چاى و مشروب)، مشروب خوردن، شراب نوشیدن و جام را بدیگرى دادن، پیشروى با چرخیدن

۲

lave

ریختن، کشیدن، چکیدن، شستشو کردن

۳

affuse

ریختن

۴

infuse

ریختن، دم کردن، القاء کردن، بر انگیختن

۵

disembogue

ریختن، خالى شدن، جارى شدن، ریزش

۶

dust

خاک، گرد و خاک، غبار، خاکه، ذره، گردگیرى کردن، ریختن، پاشیدن (مثل گرد)، تراب

۷

pour

ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن

۸

shed

(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک

۹

skink

(جانور شناسى) انواع سوسمارهاى شن زى، سقنقر، بیرون کشیدن، ریختن

۱۰

splash

شتک، صداى ترشح، چلپ چلوپ، صداى ریزش، ترشح کردن، چلپ چلوپ کردن، ریختن (با صداى ترشح)، داراى ترشح، داراى صداى چلب چلوپ واژه هاى شامل

۱۱

bestrew

پوشاندن، ریختن (روى)، پاشیدن، افشاندن

۱۲

disgorge

استفراغ کردن، خالى کردن، ریختن

۱۳

infusion

دم کرده، ریزش، ریختن، پاشیدن، القاء، تزریق، الهام

۱۴

besprinkle

پاشیدن، ریختن، افشاندن

۱۵

rain

باران، بارش، بارندگى، باریدن

۱۶

found

(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find