ریختن
#۱۰۷٬۲۶۳
birl
ریختن (چاى و مشروب)، مشروب خوردن، شراب نوشیدن و جام را بدیگرى دادن، پیشروى با چرخیدن
lave
ریختن، کشیدن، چکیدن، شستشو کردن
affuse
ریختن
infuse
ریختن، دم کردن، القاء کردن، بر انگیختن
disembogue
ریختن، خالى شدن، جارى شدن، ریزش
dust
خاک، گرد و خاک، غبار، خاکه، ذره، گردگیرى کردن، ریختن، پاشیدن (مثل گرد)، تراب
pour
ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن
shed
(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک
skink
(جانور شناسى) انواع سوسمارهاى شن زى، سقنقر، بیرون کشیدن، ریختن
splash
شتک، صداى ترشح، چلپ چلوپ، صداى ریزش، ترشح کردن، چلپ چلوپ کردن، ریختن (با صداى ترشح)، داراى ترشح، داراى صداى چلب چلوپ واژه هاى شامل
bestrew
پوشاندن، ریختن (روى)، پاشیدن، افشاندن
disgorge
استفراغ کردن، خالى کردن، ریختن
infusion
دم کرده، ریزش، ریختن، پاشیدن، القاء، تزریق، الهام
besprinkle
پاشیدن، ریختن، افشاندن
rain
باران، بارش، بارندگى، باریدن
found
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find