فرهنگ آریان‌پور

ریختگی - درهم -

#۱۰۷٬۲۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

huddle

روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه

۲

clutter

صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى

۳

bewilderment

گیجى، سردرگمى، بهت، حیرت، درهم ریختگى، اغتشاش، بى ترتیبى