فرهنگ آریانپور
ریختگی - درهم -
#۱۰۷٬۲۶۱
huddle
روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه
clutter
صداهاى ناهنجار درآوردن، درهم ریختن، درهم ریختگى، درهم و برهمى
bewilderment
گیجى، سردرگمى، بهت، حیرت، درهم ریختگى، اغتشاش، بى ترتیبى