فرهنگ آریان‌پور

اشتباه

#۱۰٬۷۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

boo boo

اشتباه کارى، دست پاچگى، اشتباه

۲

goof

شخص احمق و کودن، آدم ساده، اشتباه، سهو، اشتباه کردن، خطا کردن، از کار طفره رفتن

۳

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش

۴

error

لغزش، اشتباه، غلط، سهو، خطا، عقیده نادرست، تقصیر error ـ (46)

۵

fault

کاستى، تقصیر، گناه، عیب، نقص، خطا، اشتباه، شکست زمین، چینه، گسله، تقصیر کردن، مقصر دانستن

۶

fumble

کورکورانه جلورفتن، اشتباه کردن، لکنت زبان پیدا کردن، من من کردن، (در فوتبال) توپ را از دست دادن، سنبل کردن، کورمالى، اشتباه

۷

errancy

خطا، اشتباه، گمراهى

۸

mistake

(past: mistook ; past participle: mistaken) ـ اشتباه کردن، درست نفهمیدن، اشتباه

۹

flounder

(جانور شناسى) نوعى ماهى پهن، لغزش، اشتباه، در گل تقلا کردن، بال بال زدن، دست و پا کردن

۱۰

erroneous

نادرست، غلط، پر از غلط، اشتباه، مغلوط

۱۱

gaingiving

(misgiving =) ـ سوء تفاهم، اشتباه، مشتبه سازى

۱۲

inaccuracy

نادرستى، عدم صحت، اشتباه، غلط، چیز ناصحیح و غلط، عدم دقت

۱۳

sin

گناه، معصیت، عصیان، خطا، بزه، گناه ورزیدن، معصیت کردن، خطا کردن sin عامیانه‌ clanger احمقانه‌