فرهنگ آریان‌پور

روئیدن

#۱۰۷٬۱۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

vegetate

روئیدن، مثل گیاه زندگى کردن

۲

grow

(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن

۳

germinate

جوانه زدن، شروع به رشد کردن، سبز شدن