فرهنگ آریان‌پور

رویی‌ کیک

#۱۰۷٬۱۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

frosting

ژاله، شبنم منجمد، شبنم، سرماریزه، گچک، برفک، سرمازدن، سرمازده کردن، از شبنم یا برف ریزه پوشیده شدن frost