فرهنگ آریان‌پور

رویی

#۱۰۷٬۱۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۲

acrotic

(پزشکى) سطحى، رویى، بیرونى، خارجى o'er

۳

zincoid

شبیه فلز روى، رویى، روئین، (مجازى) قطب مثبت

۴

skin deep

سطحى، فقط تا روى پوست، رویى، ظاهرى

۵

casing

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case