فرهنگ آریان‌پور

رویدادن

#۱۰۷٬۰۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

transpire

رویدادن، بیرون آمدن، نشر کردن، نفوذ کردن، بخار پس دادن، فاش شدن، رخنه کردن، فراتراویدن

۲

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۳

eventuate

منجر شدن، منتج شدن، نتیجه دادن، درآمدن