فرهنگ آریان‌پور

رویداد

#۱۰۷٬۰۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت

۲

passage

گذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپرى شدن، انقضاء، سفردریا، راهرو، گذرگاه، تصویب، قطعه، نقل قول، عبارت منتخبه از یک کتاب، رویداد، کار کردن مزاج

۳

occurrence

رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور

۴

circumstance

چگونگى، شرح، تفصیل، رویداد، امر، پیشامد، (در جمع) شرایط محیط، اهمیت

۵

affair

کار، امر، کاروبار، عشق بازى (با جمع هم مى آید) ـ

۶

episode

حادثه ضمنى، حادثه معترضه، داستان فرعى، فقره

۷

incident

واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع

۸

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۹

happening

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن

۱۰

development

پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد