فرهنگ آریانپور
روی هم قرار دادن
#۱۰۶٬۹۸۲
overlay
(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن
laminate
ورقه ورقه کردن، ورقه ورقه شدن، طبقه طبقه، ورقه ورقه، روى هم قرار دادن، متورق