فرهنگ آریان‌پور

روی هم چیدن

#۱۰۶٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

stack

توده، کومه، خرمن، دودکش، دسته، بسته، پشته، مقدار زیاد، قفسه کتابخانه، توده کردن، کومه کردن، انباشتن، پشته کردن