فرهنگ آریان‌پور

روی هم‌ افتادن صداها

#۱۰۶٬۹۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

interfere

دخالت کردن، پا بمیان گذاردن، مداخله کردن، تداخل کردن