فرهنگ آریان‌پور

روی هم

#۱۰۶٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sum

جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن

۲

wholly

کاملاً، به طور اکمل، تمام و کمال، جمعاً، روى هم، تماماً

۳

overhand

دست به بالا، از پایین به بالا، بازى با دست به طرف بالا، روى هم، برعکس، یکطرفه، ترکى دوزى