فرهنگ آریان‌پور

روی‌ گرداندن‌ از کار مشکل

#۱۰۶٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک