فرهنگ آریان‌پور

روی‌ کسی حساب‌ کردن

#۱۰۶٬۹۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

count

شمار، شمردن، کنت، حساب کردن، پنداشتن، فرض کردن

۲

depend

وابسته بودن، مربوط بودن، منوط بودن، موکول بودن، توکل کردن

۳

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن