فرهنگ آریانپور
روی چیزی قرار گرفتن
#۱۰۶٬۹۰۲
superimpose
روى چیزى قرار گرفتن، اضافه شدن بر
abut
نزدیک بودن، مماس بودن، مجاور بودن، متصل بودن یا شدن، خوردن
overlay
(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن overlie