فرهنگ آریان‌پور

روی چیزی حساب‌ کردن

#۱۰۶٬۸۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

reckon

شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن

۲

count

شمار، شمردن، کنت، حساب کردن، پنداشتن، فرض کردن

۳

assure

اطمینان دادن، بیمه کردن، مجاب کردن