فرهنگ آریان‌پور

رونق داشتن

#۱۰۶٬۸۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hum

وزوز کردن، همهمه کردن، صدا کردن (مثل فرفره)، زمزمه کردن، در فعالیت بودن، فریب دادن

۲

thrive

(past: thrived, throve ; past participle: thrived, thriven) ـ پیشرفت کردن، رونق یافتن، کامیاب شدن

۳

prosper

کامکار شدن، رونق یافتن، موفق شدن، کامیاب شدن، پیشرفت کردن