روند
#۱۰۶٬۷۹۵
trepan
روند، متمایل شدن، تمایل داشتن، منجر شدن به، خم شدن، تمایل، چرخش، انحراف، خمیدگى، مسیر، استیل، سبک، روش، (معدن) جهت، طرف، سو
flow
گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن
process
مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن
procedure
رویه، طرز عمل، روش، آئین دادرسى، روند، پردازه
way
راه، طریق، جاده، سبک (sabk)، طرز، طریقه
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن
trend
گرایش، تمایل، آلودگى لوزه و حلق و گلو باسیل
course
دوره، مسیر، روش، جهت، جریان، درضمن، بخشى از غذا، آموزه، آموزگان دنبال کردن، بسرعت حرکت دادن، چهار نعل رفتن
current
جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن
proceeding
پیش رفتن، رهسپار شدن، حرکت کردن، اقدام کردن، پرداختن به، ناشى شدن از، عایدات