فرهنگ آریان‌پور

روغن

#۱۰۶٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

oil

روغن، چربى، مرهم، نفت، مواد نفتى، رنگ روغنى، نقاشى با رنگ روغنى، روغن زدن به، روغن کارى کردن، روغن ساختن

۲

oleum

روغن

۳

unction

روغن مالى، مرهم گذارى، تدهین، روغن، مرهم، مداهنه، چرب زبانى، حظ، تلذذ، نرمى، لینت

۴

unguent

روغن، خمیر، مرهم

۵

ointment

روغن، مرهم، پماد

۶

embrocation

روغن مالى، تدهین، شستشو

۷

ghi

(ghee =) ـ روغن، کره آب کرده

۸

ghee

(ghi =) ـ روغن، کره آب کرده

۹

butter

کره، روغن، روغن زرد، کره مالیدن روى، چاپلوسى کردن

۱۰

grease

گریس، روغن اتومبیل، روغن، چربى، مداهنه، چاپلوسى، روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن

۱۱

lubricant

روان سازنده، لینت دهنده، روغن، چرب کننده

۱۲

fat

فربه، چاق، چرب، چربى، چربى دار، چربى دار کردن، فربه یا پروارى کردن