فرهنگ آریانپور
روشنی
#۱۰۶٬۵۴۶
lucency
روشنى، شفافى
lucidity
روشنى، وضوح، آشکارى، دوره سلامتى و هوشیارى، روشن بینى، شفاف بودن
perspicuity
روشنى، وضوح، صراحت، شفافى، روشن بینى، روش فکرى، تیز بینى، زیرکى، عاقلى specificity sunniness vividness
clarification
روشنى، وضوح
glim
درخشندگى، روشنى، درک جزیى، نور شمع، نگاه اجمالى کردن
clarity
وضوح، روشنى، نظم و ترتیب، تمیزى clearness
fairness
خوبى، زیبایى، روشنى، صافى، انصاف
fenestra
(کالبد شکافى) سوراخ، روزنه، (جانور شناسى) خال، روشنى
irradiance
(irradiancy =) ـ درخشندگى، تابش، روشنى، تابندگى، لوستر
irradiancy
(irradiancy =) ـ درخشندگى، تابش، روشنى، تابندگى، لوستر
diaphaneity
شفافى، روشنى
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى lightness