فرهنگ آریان‌پور

روشنگری‌ کردن

#۱۰۶٬۵۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

explicate

تفسیر کردن، تاویل کردن، توضیح دادن، روشن کردن، ظاهر کردن

۲

illuminate

روشن ساختن، توضیح دادن، روشن کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانى کردن، موضوعى را روشن کردن، روشن (شده)، منور، روشن فکر