فرهنگ آریان‌پور

اشاعه دادن

#۱۰٬۶۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

broadcast

(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى

۲

promulgate

اعلام کردن، انتشار دادن، ترویج کردن

۳

disseminate

تخم کاشتن، منتشر کردن