فرهنگ آریانپور
روشنایی
#۱۰۶٬۴۹۸
lighting
روشنایى، احتراق، اشتعال، نورافکنى، سایه روشن lighting lightness
ray
شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند
luminance
تشعشع، روشنایى
phosphorescence
تابندگى فسفرى، روشنایى، شب تابى
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
illumination
روشن سازى، تنویر، چراغانى، تذهیب، اشراق، توضیح