فرهنگ آریان‌پور

روشنایی

#۱۰۶٬۴۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

lighting

روشنایى، احتراق، اشتعال، نورافکنى، سایه روشن lighting lightness

۲

ray

شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند

۳

luminance

تشعشع، روشنایى

۴

phosphorescence

تابندگى فسفرى، روشنایى، شب تابى

۵

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۶

illumination

روشن سازى، تنویر، چراغانى، تذهیب، اشراق، توضیح