فرهنگ آریان‌پور

روشن‌ کردن مطلب

#۱۰۶٬۴۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۲

irradiate

درخشان کردن، منور کردن، نورافکندن