فرهنگ آریان‌پور

روشن ساختن

#۱۰۶٬۴۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

illuminate

روشن ساختن، توضیح دادن، روشن کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانى کردن، موضوعى را روشن کردن، روشن (شده)، منور، روشن فکر

۲

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن