فرهنگ آریان‌پور

روشن

#۱۰۶٬۴۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

vivid

روشن، واضح، زنده خط‌

۲

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن

۳

clean cut

روشن، صریح، مشخص، واضح

۴

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم آواشناسی‌

۵

alive

زنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساس

۶

bertha

یقه پهنى که روى لباس مى دوزند، (م.ل.) درخشان، روشن

۷

bright

تابناک، روشن، درخشان، تابان، آفتابى، زرنگ، باهوش

۸

legible

خوانا، روشن از نظر فکری‌

۹

fair

زیبا، لطیف، نسبتا خوب، متوسط، بور، بدون ابر، منصف، نمایشگاه، بازار مکاره، بى طرفانه

۱۰

pastel

(گیاه شناسى) وسمه، نیل گیاه، ایساتیس رنگرزان، خمیر مواد رنگى، نقاشى بامداد رنگى رنگ‌ و نور

۱۱

articulate

شمرده سخن گفتن، مفصل دار کردن، ماهر در صحبت، بندبند آب‌ و هوا