فرهنگ آریان‌پور

روش کار

#۱۰۶٬۳۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

program

برنامه، برنامه نوشتن، (programme) برنامه، دستور، نقشه، روش کار، پروگرام، دستور کار، برنامه تهیه کردن، برنامه دار کردن program ـ (66)

۲

programme

(program =) ـ برنامه، دستور، نقشه، روش کار، پروگرام، دستور کار، برنامه تهیه کردن، برنامه دار کردن

۳

modus operandi

طرز عمل، روش کار