فرهنگ آریان‌پور

روش‌ کار

#۱۰۶٬۳۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

program

برنامه، برنامه نوشتن، (programme) برنامه، دستور، نقشه، روش کار، پروگرام، دستور کار، برنامه تهیه کردن، برنامه دار کردن program ـ (66)

۲

programme

(program =) ـ برنامه، دستور، نقشه، روش کار، پروگرام، دستور کار، برنامه تهیه کردن، برنامه دار کردن

۳

modus operandi

طرز عمل، روش کار

۴

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن

۵

philosophy

فلسفه، حکمت، وارستگى، بردبارى، تجرد