فرهنگ آریانپور
اشاره کردن
#۱۰٬۶۲۸
hint
اشاره، ایما، تذکر، چیز خیلى جزیى، اشاره کردن
motion
جنبش، تکان، حرکت، جنب و جوش، پیشنهاد، پیشنهاد کردن، طرح دادن، اشاره کردن
indicate
نشان دادن، نمایان ساختن، اشاره کردن بر
gesticulate
با سر و دست اشاره کردن، ضمن صحبت اشارات سر و دست به کار بردن، با ژست فهماندن
wave
موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن
refer
مراجعه کردن، فرستادن، بازگشت دادن، رجوع کردن به، منتسب کردن، منسوب داشتن، عطف کردن به
touch
دست زدن به، لمس کردن، پرماسیدن، زدن، رسیدن به، متاثر کردن، متاثر شدن، لمس دست زنى، پرماس، حس لامسه
advert
عطف کردن، توجه کردن، مخفف تجارتى کلمه ى advertisement
signal
علامت، نشان، راهنما، اخطار، آشکار، مشخص، با علامت ابلاغ کردن، با اشاره رساندن، خبر دادن، سیگنال، علامت دادن