فرهنگ آریان‌پور

روزی

#۱۰۶٬۲۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

someday

روزى، یکروز (در آینده)

۲

diet

پرهیز، رژیم گرفتن، شورا

۳

fare

کرایه، کرایه مسافر، مسافر کرایه اى، خوراک، گذراندن، گذران کردن

۴

bread

نان، قوت، نان زدن به

۵

dietary

مربوط به رژیم غذایى

۶

portion

بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن

۷

sometime

یک وقتى، یک زمانى، گاهگاهى، سابقا