روزن
#۱۰۶٬۱۶۶
hole
سوراخ، گودال، حفره، نقب، لانه خرگوش و امثال آن، روزنه کندن، در لانه کردن
window
پنجره، روزنه، ویترین، دریچه، پنجره دار کردن
scuttle
سطل ذغال، جا ذغالى، کج بیل، گام تند، گریز، عقب نشینى، روزنه، دریچه، سوراخ کردن، بسرعت دویدن، در رفتن
leak
رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن
vent
باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه
chink
شکاف، رخنه، شکافتن، درزپیدا کردن، درز گرفتن، صداى به هم خوردن فلز، جرنگ جرنگ
leakage
تراوش، نشت، چکه، کمبود، کسر، کسرى، فاش شدگى (اسرار)، مقدارى که معمولاً براى کسرى در اثر نشتى درنظر مى گیرند
opening
باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن open
porosity
پرمنفذى، تخلخل