فرهنگ آریان‌پور

روزگار

#۱۰۶٬۱۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

world

جهان، دنیا، گیتى، عالم، روزگار

۲

period

دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى

۳

day

روز، یوم

۴

era

مبدا، تاریخ، آغاز تاریخ، عصر، دوره، عهد، عصر تاریخى، (زیست شناسى) دوران

۵

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۶

cycle

دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سرى داستان در باره یک موضوع به صورت دورانى یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن، چرخه، چرخه زدن

۷

epoch

مبدا تاریخ، آغاز فصل جدید، عصر، دوره، عصر تاریخى، حادثه تاریخى