فرهنگ آریان‌پور

اشاره برای راهنمایی خواننده یا گوینده یا بازیگر

#۱۰٬۶۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cue

راهنمایى کردن، با چوب بیلیارد زدن، صف بستن، اشارت، اشاره کردن، سخن رهنما، ایماء، اشاره براى راهنمایى خواننده یا گوینده یا بازیگر، چوب بیلیارد، صف، ردیف