فرهنگ آریان‌پور

روز

#۱۰۶٬۰۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

day

روز، یوم

۲

daytide

روز، هنگام روز، مدت روز

۳

daytime

روز، هنگام روز، مدت روز

۴

daily

روزانه، روز به روز، روزنامه یومیه، به طور یومیه

۵

dies

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه die