فرهنگ آریان‌پور

اسیمه

#۱۰٬۵۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

agitated

به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن

۲

frenetic

(frantic , frenzied =) ـ آتشى، آشفته، عصبانى

۳

turbulent

سرکش، گردنکش، یاغى، متلاطم، آشفته