فرهنگ آریان‌پور

اسیمگی

#۱۰٬۵۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى

۲

confusion

گیجى، اشتباهى گرفتن، آسیمگى، پریشانى، درهم و برهمى، اغتشاش، دست پاچگى

۳

panic

وحشت، اضطراب و ترس ناگهانى، دهشت، هراس، وحشت زده کردن، در بیم و هراس انداختن

۴

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن